بسم الله الرحمن الرحیم

هنگامی که به بحث روش های تربیتی اسلام در کتاب های مربوط برخورد می کنیم چیزی که به راحتی می توان دریافت، مساله پراکندگی و نظام مند نبودن مباحث حول محور روش های تربیتی است.

افراد برای بیان روش های اسلامی صرفا دسته بندی موردی نموده و برای هر کدام از روش ها، دلیلی از قرآن و سنت ارائه کرده اند. حال آنکه آشنایی با روش ها با این رویکرد راه مربی را هموار ننموده و گرهی از کار او باز نمی کند. او نمی داند با دانستن این مواردی که به عنوان روش تربیت ذکر می شود چگونه می تواند کار خود را شروع کند و نمی داند از کجا باید آغاز نموده و به کجا منتهی شود. او یک طرح عملیاتی را پیش روی خود نمی بیند که صرفا انبوهی از اطلاعات را دارد که نمی داند جای عمل به هریک دقیقا کجاست؟

برای روشن تر شدن اشکال می توان مثال به علم پزشکی و درمان بیماران زد. یک دانشجوی پزشکی مادامی که درصدد درمان یک بیمار است باید یک روند عملیاتی را طی کند تا به نتیجه برسد. . نخست پیدا کردن مرض از روی نشانه های بیماری و سپس یافتن عمق بیماری است تا بداند آیا با دارو رفع می شود یا نیازمند جراحی و یا قطع عضو است. اما اگر به او بگویند برای درمان بیماری ها چند راه وجود دارد: الف) دادن دارو به بیمار، ب) جراحی بیمار ج)قطع عضو مریض و... او در مقام عمل نمی داند که اکنون از کجا شروع کند و چه برخوردی نموده و چه چیز را تجویز کند.

آنچه که به عنوان روش تربیتی در برخی از کتب ارائه شده به گونه ای است که مربی نمی داند از کجا و به چه شکل شروع کند. برای اثبات این حرف، نمونه ای از چند کتاب را معرفی می کنیم:

1)روش ترغیب و ترهیب که در قرآن بر استفاده از برخی مصادیق ترغیب و ترهیب تاکیده شده است. به عنوان مثال می توان از تبشیر و انذار نام برد که خداوند در قرآن، پیامبر اکرم را موظف می کند تا مردم را انذار کند و تبشیر دهد و بر این امر چنان تاکید شده که پیامبر را به عنوان بشیر و نذیر معرفی کرده است.(داوودی-محمد، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت ج دوم، ص163)

2)روش موعظه که از دیر باز مورد توجه بشر بوده است. موعظه طبق کتاب سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت به معنای تعلیم و آگاهی بخشی نسبت به عواقب کارهایی است که فرد انجام می دهد.(همان، ص188) که استناد ایشان برای روش دانستن موعظه سیره معصومین است و به دو نمونه اشاره کرده اند:

الف) خطبه همام در نهج البلاغه که در پایان زمانی که همام فرموده های حضرت را می شنود و سپس بیهوش شده و از دنیا می رود، حضرت می فرماید: هکذا تصنع المواعظ البالغه باهلها (موعظه های رسا با اهلش چنین می کنند.)

ب) داستان بشر حافی و فرمایشات امام کاظم علیه السلام.(همان، ص192-193)

نقد: در روش موعظه، علاوه بر نقد کلی که به نحوه تبیین روش ها پیشتر صورت گرفت باید گفت: موعظه در جایی است که جامعه دین را پذیرفته و به احکام آن عمل می کند. اما گاه به دلایلی برخی افراد جامعه غفلت نموده و در انجام وظایف کوتاهی می کنند. اینجا با موعظه به او تذکر داده می شود تا از غفلت بیرون آید. لذا موعظه از نگاه ما یک ابزار برای تذکر است. همچنین اگر موعظه را روشی برای تربیت بدانیم پس این روش در جوامعی که دین را نپذیرفته اند باید موثر و کارآمد باشد. حال آنکه نمی توان به صرف موعظه جوامع غیر دینی و گاه ضد دینی را تربیت نمود. علاوه بر این، باید دانست که موعظه یک ابزار است و مربی باید بداند در قالب این ابزار چه محتوایی را در چه موقعیتی و تا چه اندازه منتقل نماید و حال آنکه در این باره چیزی گفته نشده است.

3)روش ارشاد، تذکر، امر و نهی که مستند به برخی از روایات و سیره های عملی معصومین می دانند.(همان، ص217-218)

مراد از ارشاد به طور واضح روشن نیست و اگر منظور انتقال معارف باشد، اینگونه نمی توان ادعا کرد که ارشاد یک روش است بلکه برای انتقال معارف باید شیوه و روشی عملیاتی گفته شود. درباره تذکر و امر به معروف و نهی از منکر که به عنوان روش ذکر شده اند، به عقیده ما نمی توانند روش هایی برای تربیت باشند چرا که این امور بعد از تحقق جامعه اسلامی است که افراد معروف و منکر را می شناسند و یا آنکه دچار غفلت می شوند و نیاز به تذکر پیدا می کنند.

برخی دیگر(حاجی بابائیان امیری-محسن، روش های تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام(با تاکید بر دوره ی نوجوانی و جوانی) به روش های تربیت اخلاقی در اسلام پرداخته اند که البته این نوع نگاه به تربیت و تقسیم به تربیت های اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و... برگرفته از همان مبنایی است که فرد انتخاب نموده که در مبحث تعریف تربیت به آن پرداختیم. در زمینه روش های تربیت اخلاقی تقسیم بندی وجود دارد که ابتدا روش های در تربیت اخلاقی را به هفت دسته کلی تقسیم می کند و سپس برای هرکدام شیوه هایی را معرفی می نماید:

1)روش های سازنده اخلاق:

الف- روش هدایت

ب- روش الگویی

ج- روش امر و نهی

د- روش تلقین

ه- روش صمت و خردورزی

و- روش داستان گویی و تمثیل

2)روش های بازسازی اخلاق:

الف- روش توبه

ب- روش عبرت آموزی

3)روش های تثبیت اخلاق:

الف- روش ایجاد بینش

ب- روش ایجاد عادت

4)روش های کمکی در اخلاق:

الف- روش محبت

ب- روش عبادت

ج- روش ابتلا و امتحان

5)روش های جهت دهنده اخلاق:

الف- روش تکریم شخصیت

ب- روش موعظه و نصیحت

ج- روش تشویق

6)روش های بازدارنده در اخلاق:

الف- روش تنبیه

نقد: این نوع تقسیم بندی با نگاه ما به بحث تربیت که پیشتر ذکر شد، موافق نیست و البته باید گفت که برخی از این امور اگر در مساله تربیت به عنوان روش از آنها یاد شود، باید گفت که نمی توان آنها را روش تربیتی دانست، چرا که برخی از اینها مانند «محبت» مقدمه ای برای جذب افراد می تواند باشد نه شیوه ای برای تربیت یا آنکه برخی مانند همان «امر و نهی و تشویق و تنبیه و...»از نظر رتبه بعد از تربیت قرار می گیرند نه روشی برای تربیت و برخی دیگر هم نیز در یکی از آن سه نوع روش کلی یا شکل های تربیتی که استاد صفایی مطرح کرده اند می گنجند.

همچنین عده دیگری(موسوی کاشمری- سیدمهدی، روش های تربیت) به همین روش ها با اندکی تفاوت پرداخته و برخی روش های دیگر را نیز عنوان کرده اند برای مثال در این کتاب ، روش های غیر مستقیم مطرح گردیده که شامل ابهام گویی برای ذکر کار و صفت زشت یا تطبیق یک داستان و نمونه تاریخی یا عطف خطاب به مخاطب فرعی یا عمل کردن و دعوت عملی و... است.

نقد: این نیز همان اشکالات در پیش گفته شده را در خود دارد که برای کار تربیتی- نه متذکر کردن افرادی که دین را پذیرفته و گاه دچار غفلت می شوند- این روشها به کار نمی آیند. همچنین برخی از این روش ها با توجه به استعدادهای انسانی مانند انتخاب و اراده و تصمیم گیری بنا گذاشته نشده اند و به نحوی انسان را مسخ کرده اند.

در کتاب دیگری (دلشاد تهرانی-مصطفی سیری در تربیت اسلامی) مواردی به عنوان روش های تربیت آمده که همان اشکالات پیشین را دارد. این کتاب روش های تربیت اسلامی را بدین شکل آورده است:

1-   روش الگویی

2-   روش محبت

3-   روش تذکر

4-   روش عبرت

5-   روش موعظه

6-   روش توبه

7-   روش ابتلا و امتحان

8-   روش مراقبه و محاسبه

9-   روش تشویق و تنبیه.

کتاب های دیگری نیز به همین نحو به برخی روش ها پرداخته که تفاوت چندانی با مطالب ارائه شده نداشت. لذا به توضیح تفصیلی آن نپرداختیم.

برخی در بحث روش های تربیت دینی دست به تقسیم بندی در این زمینه زده و روش های تربیت را به دو بخش: 1)روش های اصلاحی، 2)روش های ایجادی تقسیم کرده اند.

مراد آنها از روش های اصلاحی آن دسته از روشهاي تربيتي‏ اند كه هدف از آنها، حذف يا كاهش يك رفتار ناپسند (اعم از رفتار ظاهري يا اموري دروني همچون، تفكرات ناصحيح و ناپسند) مي‏باشد؛ و مراد از روشهاي ايجادي، روشهايي است كه در ايجاد يك رفتار تازه يا تداوم و تثبيت رفتارهاي نيك و درست، به كار مي‏آيد. در اینجا برخی روش ها را عام دانسته و معتقدند این روش ها هم در اصلاح و هم ایجاد رفتار موثر است. همچنین این افراد با توجه به اینکه قائل به حیطه های متفاوت تربیتی هستند، برای هرکدام از این حیطه ها روش های متفاوتی را عنوان کرده اند لکن برخی از روش ها را مشترک میان حیطه های متفاوت تربیتی می دانند. این روش ها عبارتند از:

1-   تشویق و تنبیه که می تواند هم به صورت گفتاری و هم کرداری انجام شود.

2-   ارائه محتوا از طریق داستان به شکل در دسترس قرار دادن کتاب داستان و داستان گویی.

3-   الگوسازی به دو شیوه توصیف الگوهای مناسب و در معرض دید قرار دادن الگوها به صورت عملی.

در باب روش های عام که مشترک میان روش های اصلاحی و ایجادی است به دو روش کلی اشاره شده و در ذیل هرکدام به صورت جزیی تر روش هایی مطرح گردیده است:

الف) ارائه شناخت و ديدگاههاي لازم به روش های، ب) فراهم آوردن مقدمات لازم براي بروز عمل و اصلاح شرايط و ايجاد شرايط محيطي مناسب و...

در ذیل این دو روش کلی آمده است:

١ـ روش پرسش و استفهام
در اين روش براي آنكه در متربي انگيزه لازم براي دريافت مطلب، ايجاد گردد، نخست او را به جهل خودش آگاهي مي‏دهيم و سپس به القاي اطلاعات مي‏پردازيم.
٢ـ استفاده از قصه و داستان همانند کتاب قرآن که قصه های بسیاری دارد.

٣ـ روش ارائه علامت و نشانه
از ديگر روشهايي كه به كرات در گفتار معصومين(ع) به چشم مي‏خورد و در راستاي اعطاي بينش و حكمت به مردم است، روش ارائه علامت و نشانه است. گاه نه فرصت و مجال سخنراني است نه قصه‏گويي و نه ... بلكه مطلوب فرد، آن است كه با كمترين اشاره دريافت علامت و سرنخي به جستجوي گمشده خويش بر آيد و حق را از باطل و سره را از ناسره تميز دهد. اين روش زماني بيشترين تأثير را خواهد داشت، كه با كمترين و رساترين كلمات ادا شود.
٤ـ روش مقايسه اعمال

٥ـ روش آموزش تلقين به نفس

٦ـ روش استفاده از تشبيه و تمثيل

٧ـ روشهاي تمهيدي (محبت كردن، همنشيني با صالحان و خوبان ...)

٨ـ روش موعظه و نصيحت

روش های خاص که فقط در اصلاح یا ایجاد یک رفتار موثر هستند:

الف) روشهاي ايجادي:
١ـ روش تربيت الگويي(اُسوه)

٢ـ بشارت دادن (تبشير)

٣ـ روش تشويق

٤ـ روش واداشتن واجبار

ب) روش های اصلاحی:

١ـ روش تغافل

٢ـ انتساب به غفلت و سهو

٣ـ انذار

٤ـ روش محروم‏سازي و جريمه كردن

 ٥ـ جبران عمل فوت شده

٦ـ مواجهه عملي متربي با نتايج سوء عملش

٧ـ روش تنبيه
نقد: تمامی اشکالات مطرح در موارد مذکور صدق می کند.

اما در کتاب مجموعه مقالات تربیت اخلاقی، پیش فرض ها و چالش ها، به قلم عباسعلی شاملی روش هایی تحت عنوان روش تربیتی انبیا مطرح شده که مستند به آیه146 آل عمران است. در این روش به سه گام اشاره می شود: گام اول هشدار دهی و بیدار سازی براساس توجه دادن فرد به توانایی ها و شناخت خودش است تا از این طریق به شناخت خداوند دست یابد که برگرفته از بخش «یتلو علیهم آیاته» آیه است. گام دوم تزکیه و پیراسته سازی و رشد دادن است. ایشان تزکیه را تثبیت و استقرار شخصیت انسان در جهت تقوا و ارزش های مثبت می داند که از بخش «یزکیهم» در آیه استفاده شده و گام سوم تعلیم کتاب و حکمت است که طبق تفسیر المیزان یعنی آموزش مجموعه فضایل و آموزه های ارزشی، که از بخش «یعلمهم الکتاب و الحکمه» برداشت شده است.

این نحوه بیان روش تربیت به بیان روش استاد صفایی نزدیک است.

منابع تحقیق:

داوودی محمد، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت ج دوم

حاجی بابائیان امیری- محسن، روش های تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام(با تاکید بر دوره ی نوجوانی و جوانی)

موسوی کاشمری- سیدمهدی، روش های تربیت

دلشاد تهرانی-مصطفی، سیری در تربیت اسلامی

شاملی-عباسعلی، مجموعه مقالات تربیت اخلاقی، پیش فرض ها و چالش ها

قطب-محمد، روش تربیتی اسلام، برگرداننده: سید محمد مهدی جعفری

http://www.gtc.ac.ir/dokhtaraneaseman/html/book/16-6.html